گاه نوشته های من

خرید بک لینک
وقتی درس میدم دانش آموزام خوب متوجه میشن. اما وقتی ازشون سوال میکنم خصوصا در جلسه ی بعدیش اصلا خوب جواب نمیدن. نمیدونم مشکل از تدریس منه یا از درس نخوندن دانش آموزا. شایدم مشکل از روش ارزشیابی من باشه... میخوام ازین به بعد بهشون سوال بگم تو کتاب بنویسن. خودمم با سوال گفتن موافق نبودم اما حالا میبینم وقتی به دانش آموز سوال نگیم موقع خوندن درس سردرگمه. تا بحال هم سعی کردم که خودشون یاد بگیرن کجاهای کتاب مهمه اما متاسفانه بیشترشون این قدرت تشخیص رو ندارن. راهنماهای محترم هم که میان و سوال میپرسن و دانش آموز نمیتونه جواب بده از چشم معلم میبینن... خلاصه اینکه چند تا فکر اساسی تو سرم هست برای بهبود وضعیت تحصیلی بچه ها که ان شاءالله روش فکر میکنم و تو کلاس اعمالش میکنم. از جمله اینکه میخوام هر فصل ریاضی رو با نکات مهم و چند تا مثال و تمرین آخر هر فصل چاپ کنم و بدم به دانش آموزا که برن خوب بخونن و تمرین کنن. از روی کتاب خیلی سبز هم سوال بهشون بدم تو دفترشون بنویسن و چون وقت نمیکنیم تمرینات خارج از کتاب رو تو کلاس حل کنیم هر چهارشنبه جواب همه ی سوالا رو تو بگه آ چهار بنویسمو کپی کنمو بدم بهشون. گاه نوشته های من...

ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: روش تدریس ارزشیابی توصیفی, نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت: 4:51

این روزا خیلی کم فکر میکنم. بهتره با خودم رو راست باشم. مدت هاست که کمتر فکر میکنم.

گاه نوشته های من...

ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: درد و دل با خودم,درد و دل با خود,درد و دل خودمونی با خدا,درد دل با خودم,درد دل با خود,درد دل خودمونی با خدا,درد دل با خدای خودم,درد دل من با خودم,درد و دل با خدای خود,درد دل با خودت, نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: جمعه 14 آبان 1395 ساعت: 16:40

اندر حکایت سرویس!

گاه نوشته های من...

ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: نازایی به دلیل ناشناخته, نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 3:57

امروز فهمیدم آیدا خانوم مودب و درس خون،که سرگروهش هم کرده بودم بچه طلاقه. گفته بودم سه تا موقعیت که توش ناراحت شدین رو بنویسین و بیاین بخونین. البته اجباری نیست و میتونین نخونین. آیدا برگشو آورد و گفت خانوم من نمیخونم بعد سرشو انداخت پایین و بغض کرد. توش نوشته بود من از اینکه پدر و مادرم از هم جدا شده اند خیلی غمگینم. یکی دیگه هم نوشته بود از اینکه امسال به مسافرت نرفته ایم ناراحت هستم. نگاش کردم دیدم واقعا این بچه چقدر غمگینه. اشک تو چشمام جمع شد ولی خودمو نگه داشتمو برگشو امضا زدم و با یه لبخند بهش دادم که بشینه. هر وقت یاد بغض این دانش آموز بسیار مودب و گاه نوشته های من...

ما را در سایت گاه نوشته های من دنبال می‌کنید

برچسب: بچه طلاق,بچه طلاق یاس,بچه طلاق ازدواج,بچه طلاقم,بچه طلاق مادر,بچه طلاقی,طلاق بچه دار نشدن,بچه های طلاق چگونه اند,حضانت بچه طلاق,بچه های طلاق تهمینه میلانی, نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 13:21

صفحه بندی